تبلیغات اینترنتیclose


اخبار و اطلاعات ورزشی و........
نوشته شده در پنجشنبه 28 دی 1391 ساعت 16:05 توسط فاطمه کریمیان
دارنده مدال طلای المپیک لندن و 5 مدال طلای وزن 55 کیلوگرم کشتی فرنگی جهان انصراف قطعی خود از حضور در مسابقات جام جهانی کشتی فرنگی در تهران را اعلام کرد.
 
حمید سوریان در این باره گفته است: "با توجه به فرصت 50 روزه تا آغاز جام جهانی کشتی فرنگی تهران و نرسیدنم به مرز آمادگی ، از حضور در این مسابقات انصراف می دهم . بی تردید برای حضور در جام جهانی آماده نخواهم شد".
 
وی افزود: بعد از 5 ماه تعطیلی تمرینات سبک را آغاز کرده ام اما در این فاصله کوتاه نمی توانم برای جام جهانی آماده شوم.
 
به این ترتیب مشکلات تیم کشتی فرنگی کشورمان به عنوان قهرمان سه دوره گذشته این مسابقات بیش از پیش جدی می شود . در نبود سوریان، نوروزی، عبدولی و اخلاقی مشخص نیست که چه سرنوشتی در انتظار تیمی قرار دارد که همچنان محمد بنا را هم بالای سر خود نمی بیند.

منبع:مشرق نیوز

حمید سوریان: شاید در جام جهانی تهران کشتی نگیرم

تهران - دارنده مدال طلای المپیک لندن گفت : به دلیل اینکه به تازگی تمرینات خود را آغاز کرده ام، احتمال دارد در جام جهانی تهران کشتی نگیرم.

 

حمید سوریان روزیکشنبه درگفتگوباایرناافزود:از دیروز و با حضور در خانه کشتی تهران تمرینات خود را پس از المپیک 2012 از سر گرفته ام.

وی ادامه داد:تلاش می کنم تا شروع رقابتهای جام جهانی که روزهای اول و دوم اسفندماه سال جاری در تهران برگزار می شود، برنامه های تمرینی را با جدیت دنبال کنم.

دارنده پنج مدال طلای جهان خاطرنشان کرد:به هرحال اگر تا آن زمان به مرز آمادگی لازم برسم سعی می کنم تیم ملی را در این رقابتها همراهی کنم.

منبع:ایرنا

نوشته شده در دوشنبه 11 دی 1391 ساعت 12:15 توسط فاطمه کریمیان

١-ITC بازیکن صربستانی پرسپولیس رسید.

 

به گزارش سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، از طرف باشگاه ستاره سرخ بلگراد مجوز مارکو پروویچ به باشگاه پرسپولیس رسید و پس از بررسی فدارسیون فوتبال مجوز بازی این بازیکن در لیگ برتر ایران صادر می شود.

٢-

٢-

حسین عسگری رئیس دپارتمان داوری فدراسیون فوتبال در گفت و گو با سایت رسمی فدراسیون فوتبال درباره نحوه قضاوت داوران در بازیهای دیروز لیگ برتر به نکاتی اشاره کرد.

 

به گزارش سایت رسمی باشگاه پرسپولیس و به نقل از سایت فدراسیون فوتبال، عسگری در این باره گفت: بازیهایی که دیروز انجام شد را بازبینی کردیم. در این هفته به داوران جوان چند بازی مهم دادیم که خوشبختانه از آنها راضی بودیم. امیدواریم همه دست به دست هم دهند و همکاری کنند تا با توجه به فرصت هایی که به داوران جوان می دهیم آینده نگری کرده باشیم و داوران خوبی را برای آینده داوری کشور داشته باشیم. البته این داوران جوان هم مثل داوران بزرگ ممکن است اشتباهات تاثیرگذاری داشته باشند. در دیدارهای دیروز به غیر از بازی پرسپولیس و نفت آبادان داوری مشکل خاصی نداشت.هم در بازی ذوب آهن و فجر شهید سپاسی و هم در بازی پیکان و صبا که داوران جوانی استفاده کرده بودیم عملکرد داوران خوب بود. البته هنوز فیلم بازی فولاد خوزستان و داماش به دست ما نرسیده که در صورت بازبینی درباره قضاوت داوران آن بازی هم اظهارنظر خواهیم کرد.

رئیس دپارتمان داوری ادامه داد: در بازی پرسپولیس و نفت آبادان سید حسین زرگر را به عنوان داور وسط انتخاب کردیم که در 9 بازی لیگ برتر در نیم فصل اول کم اشتباه ترین داور ما بود و حتی بازی داماش و تراکتورسازی را در مرحله یک هشتم نهایی جام حذفی در رشت را ایشان قضاوت کرد.دیروز اولین بار بود که بازی پرسپولیس را در ورزشگاه آزادی و در مقابل تماشاگران حاضر در ورزشگاه سوت می زد و ممکن است کمی هم استرس داشته اما در طول بازی تنها سه اشتباه داشت که یک اشتباهش تاثیر گذار بود.

عسگری درباره اشتباهات زرگر گفت: تنها اشتباه تاثیرگذار زرگر در دقیقه 60 و زمانی بود که مدافع نفت آبادان روی ماهینی خطای ظریفی انجام داد و یک صحنه فوق العاده سخت را برای قضاوت به وجود آورد. البته داور باید پنالتی می گرفت که اینطور عمل نکرد. البته باید تاکید کنم اشتباهات داوری سمت و سو ندارد و هفته گذشته داور بزرگ ما محسن ترکی یک پنالتی در بازی حساس پرسپولیس- ملوان در جام حذفی برای ملوان نگرفت. اینها نشان می دهد که اشتباهات داوری بی طرفانه اتفاق می افتد.

رئیس دپارتمان داوری در ادامه گفت: در 17 هفته نیم فصل اول مربیان پرسپولیس هیچ گونه جبهه گیری علیه داوران نداشتند و این نشان از درایت و مدیریت باشگاه بزرگ پرسپولیس دارد.امروز هم مدیرعامل محترم این باشگاه در گفت و گوهایشان حرف دل ما را زد چرا ما هم نسبت به جوسازیهای قبل از بازی توسط عوامل مختلف تیم ها در قالب گفت و گو با رسانه های جمعی و پیش داوری در بازی نحوه قضاوت و انتخاب داوران، بارها تذکر داده ایم که برخورد قانونی و قاطع با این تحرکات صورت پذیرد تا داوران درفضای آرام قضاوت کنند و تمرکزشان بر هم نریزد. من امروز هم در نامه به ریاست فدراسیون ، نایب رئیس اول خواستار برخورد قاطعانه با پدیده جوسازی پیش از بازی شدم وامیدوارم که هر چه سریعتر اینگونه حاشیه سازیها از فوتبال ما رخت بربندد تا هم داوران وظیفه خود را به نحواحسن انجام دهند و هم تیم ها متضرر نشوند.

٣-

مدیر عامل باشگاه پرسپولیس گفت: باب شده برخی مربیان قبل از بازی درباره داوری مصاحبه می کنند تا داوران را تحت تاثیر قرار دهند و در حاشیه همین جریان سازی ها تیم ما امروز بازی برده را با مساوی عوض کرد.

 

محمد رویانیان در گفت و گو با سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، افزود: متاسفم که همچون بازی با ملوان شاهد بودیم که سرمربی تیم صنعت نفت قبل از بازی، داوری دیداری که هنوز انجام نشده مصاحبه کرد و جالب تر اینکه همچون بازی قبلی این مربی هم از لفط بازی 11 به 11 استفاده کرد.

وی ادامه داد: متاسفانه فدراسیون فوتبال و کمیته داوران در راستای حمایت از داوران خود و به جای برخورد با این مصاحبه ها سکوت اختیار کرده اند تا شاهد اپیدمی جدید در فوتبال ایران باشیم. ما از سرمربی ملوان شکایت کردیم اما ترتیب اثری داده نشد تا اینکه سرمربی صنعت نفت هم اقدام به تکرار همان حرف ها کرد و به گفته کارشناسان داوری، داوری بازی امروز به ضرر پرسپولیس بود و بر اساس اعلام کارشناسان، یک پنالتی مسلم پرسپولیس (خطای بازیکن صنعت نفت روی حسین ماهینی) و یک پنالتی مشکوک دیگر هم گرفته نشد. چرا باید هدفمندانه قبل ازبازی در مورد داوری صحبت شود تا داوران تحت تاثیر قرار گیرند. این اتفاقات قابل پیگیری و بررسی است و بنده شخصا آن را بررسی خواهم کرد.

رویانیان تصریح کرد: پرسپولیس در بازی امروز اسیر اشتباهات داوری شد و از آنجا که قبل از بازی حرف هایی زده شده به هیچ وجه کوتاه نخواهم آمد و برای دفاع از حق پرسپولیس شخصا به فدارسبون فوتبال خواهم رفت تا جواب قانع کننده ای دریافت کنم.

وی با اشاره به بازی گفت: بنده پرسپولیس را برنده این بازی می دانم و قویا از یحیی گل محمدی حمایت خواهم کرد. تیم ما با دو گل از حربف پیش بود و در هر دو نیمه موقعیت های مسلمی را از دست داد و داور هم پنالتی پرسپولیس را نگرفت. قطعا یک پنالتی و شاید هم دو پنالتی. بنده با استناد به صحبت های کارسناسان داوری این صحبت ها را مطرح می کنم. بازیکنان پرسپولیس هم تلاش زیادی داشتند و بنده حمایت قاطعانه خود را از گل محمدی اعلام می کنم.

مدیر عامل باشگاه پرسپولیس گفت: باب شده برخی مربیان قبل از بازی درباره داوری مصاحبه می کنند تا داوران را تحت تاثیر قرار دهند و در حاشیه همین جریان سازی ها تیم ما امروز بازی برده را با مساوی عوض کرد.


محمد رویانیان در گفت و گو با سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، افزود: متاسفم که همچون بازی با ملوان شاهد بودیم که سرمربی تیم صنعت نفت قبل از بازی، داوری دیداری که هنوز انجام نشده مصاحبه کرد و جالب تر اینکه همچون بازی قبلی این مربی هم از لفط بازی 11 به 11 استفاده کرد.

وی ادامه داد: متاسفانه فدراسیون فوتبال و کمیته داوران در راستای حمایت از داوران خود و به جای برخورد با این مصاحبه ها سکوت اختیار کرده اند تا شاهد اپیدمی جدید در فوتبال ایران باشیم. ما از سرمربی ملوان شکایت کردیم اما ترتیب اثری داده نشد تا اینکه سرمربی صنعت نفت هم اقدام به تکرار همان حرف ها کرد و به گفته کارشناسان داوری، داوری بازی امروز به ضرر پرسپولیس بود و بر اساس اعلام کارشناسان، یک پنالتی مسلم پرسپولیس (خطای بازیکن صنعت نفت روی حسین ماهینی) و یک پنالتی مشکوک دیگر هم گرفته نشد. چرا باید هدفمندانه قبل ازبازی در مورد داوری صحبت شود تا داوران تحت تاثیر قرار گیرند. این اتفاقات قابل پیگیری و بررسی است و بنده شخصا آن را بررسی خواهم کرد.

رویانیان تصریح کرد: پرسپولیس در بازی امروز اسیر اشتباهات داوری شد و از آنجا که قبل از بازی حرف هایی زده شده به هیچ وجه کوتاه نخواهم آمد و برای دفاع از حق پرسپولیس شخصا به فدارسبون فوتبال خواهم رفت تا جواب قانع کننده ای دریافت کنم.

وی با اشاره به بازی گفت: بنده پرسپولیس را برنده این بازی می دانم و قویا از یحیی گل محمدی حمایت خواهم کرد. تیم ما با دو گل از حربف پیش بود و در هر دو نیمه موقعیت های مسلمی را از دست داد و داور هم پنالتی پرسپولیس را نگرفت. قطعا یک پنالتی و شاید هم دو پنالتی. بنده با استناد به صحبت های کارسناسان داوری این صحبت ها را مطرح می کنم. بازیکنان پرسپولیس هم تلاش زیادی داشتند و بنده حمایت قاطعانه خود را از گل محمدی اعلام می کنم.

بچه ها همیشه تا اخر  طرفدار پرسپولیس بمونید وهوادارش باشید..

سری به سایت پرسپولیسی ها بزنید:

www.fc-perspolis.com

برای دیدن عکس به ادامه مطلب برید:

راستی شنبه ساعت 7 برنامه ویتامین 3 شبکه ی3 اقای رویانیان عزیز میاد حتما ببینید...

نوشته شده در جمعه 8 دی 1391 ساعت 6:07 توسط فاطمه کریمیان

 تمرین این هفته والیبال هنرمندان با دو عضو جدید برگزار شد. حمید سوریان قهرمان المپیک و حمید حامی خواننده پاپ برای بار اول در تیم والیبال هنرمندان حضور یافتند و بصورت کامل نیز بازی کردند.

 

حمید حامی و حمید سوریان

 

سید جواد هاشمی و حمید حامی

 

عوض شدن داوران (فرشید فهیم بجای مرتضی کاظمی)

 

عصبانیت داور از دو تیم !

 

 

 

از راست : سید جواد هاشمی - حمید سوریان - مرتضی کاظمی

 

از چپ : فرشید فهیم - حمید سوریان - مهدی علیاری - حمید حامی - مجید بهره مند

 

 
بعد از پایان تمرین والیبال هنرمندان با حمید سوریان قهرمان المپیک و حسام منعم در خانه والیبال زیر بارش برف - ساعت 11 شب یکشنبه 26 آذر 91

 

حمید حامی

 


نوشته شده در يکشنبه 3 دی 1391 ساعت 5:41 توسط فاطمه کریمیان
 


قهرمان کشتی فرنگی جهان و المپیک روز شنبه به دیدار آیت‌الله مکارم شیرازی رفت.

 آیت‌الله مکارم شیرازی در دیدار با حمید سوریان قهرمان کشتی فرنگی جهان تاکید کرد: توفیقات شما برای ما و همه ملت ایران اسباب خوشحالی است و امیدواریم روز به روز شاهد توفیقات بیشتر شما باشیم.

وی با بیان اینکه ورزش و ورزشکاران از قدیم الایام در کشور ما مورد احترام بوده‌اند، گفت: علت عمده آن هم این بود که ورزشکاران نمونه‌هایی از اخلاق بودند و مردم آنها را به جوانمردی، فتوت و حمایت از مظلوم می‌شناختند.

این مرجع تقلید اضافه کرد: در گذشته اگر در محله یک شروری پیدا می‌شد و قصد سویی به کسی داشت ورزشکار محل سینه خود را سپر می‌کرد و جلوی او می‌ایستاد و آنها نیز از پهلوانان نامی حساب می‌بردند.

آیت الله مکارم شیرازی با بیان اینکه ورزشکاران سابق اسوه تواضع بودند و امیدوارم این سنت در ورزشکاران جدید نیز باشد، به حدیثی از پیامبر گرامی اسلام استناد کرده و گفت: ایشان تاکید می‌کنند شجاع‌ترین و قوی‌ترین مردم کسی است که بر هوای نفس خود غلبه کند، این حدیث هم ارزش ورزش را بیان می‌کند و هم ارزش والاتر و مهم‌تر از ورزش را بیان می‌کند که ورزشکار باید به آن آراسته باشد.

وی بیان کرد: وقتی تخلفی از یک ورزشکار می‌شنویم نگران می‌شویم، ورزشکاران باید روحیه اخلاقی و پهلوانی را در خود تقویت کنند و امیدواریم شاهد افتخار آفرینی شما در میادین ورزشی و اهتزاز پرچم مقدس جمهوری اسلامی در میادین ورزشی باشیم.

آیت الله مکارم شیرازی اضافه کرد: الان شرایط به گونه‌ای است که دشمنان به دنبال کوبیدن ما هستند، اما وقتی افتخار آفرینی به دست می‌آید سبب سرخوردگی آنها می‌شود. پیروزی مردم غزه و پیروزی که در سازمان ملل برای فلسطین به دست آمد برای جبهه استکبار و سردمداران آنها غیر منتظره است.

وی در بخش دیگری از سخنان کسب رتبه هفدهم المپیک از سوی کاروان اعزامی جمهوری اسلامی ایران در میان 20 کشور در بازی‌های المپیک لندن را ارزشمند توصیف کرد.

شیرازی در ادامه سخنان خود خواستار اهتمام بیشتر مردم به ورزش همگانی شد و با بیان اینکه سلامتی با ورزش گره خورده است، یادآور شد: باید به گونه‌ای تبلیغ شود که مردم تنها تماشاچی ورزش نباشند بلکه خودشان هم به ورزش اهتمام داشته باشند چرا که ورزش همگانی جلوی بسیاری از ناهنجاری‌ها را می‌گیرد و صدا و سیما نیز باید برای ترویج ورزش همگانی اقدام کند.

سایت برای تبادل لینک

خواهشا نظر بدید

 

نوشته شده در جمعه 17 آذر 1391 ساعت 13:13 توسط فاطمه کریمیان

١سلام...خیلیا گفته بودن که به جز ورزش مطالب بامزه بزن..این هم 3 مطلب بامزه:

١.

زنی اهل میامی که عنوان بیماری با طولانی ترین دوره کما را دارد و او را "سفید برفی خفته" می نامیدند، اکنون بعد از 42 سال کما ، بالاخره در سن 59 سالگی فوت کرد.

به گزارش پرشین وی ادواردا اوبارا نوجوان دبیرستانی سرزنده ای بود که در سال 1970 یکدفعه بیمار شده و در نتیجه دیابت به کما رفت. ولی قبل از اینکه به کما برود رو به مادرش کرده و گفت :"قول بده.. من را ترک نکنی."

 مادرش نیز سر قولش باقی ماند و مراقبت طاقت فرسای شبانه روزی دخترش را تاب آورد تا اینکه پنج سال پیش فوت کرده و خواهرش پرستاری وی را برعهده گرفت.

 ادواردا که پیش از کما 16 ساله بود و آینده درخشانی را برای وی پیش بینی می کردند به گزارش پرشین وی ناگهان دچار سینه پهلو شدیدی شد.

در اولین ساعات سوم ژانویه 1970 ناگهان لرزان بیدار شد و درد شدیدی داشت چرا که به گفته خانواده اش انسولین خوراکی به جریان خونش نرسیده بود. او را فورا به بیمارستان رساندند و در همان هنگام که وی را روی تخت خوابانیدن ، او رو به مادرش کرد و از وی خواست کنار وی بماند.

  زنی که از 16 سالگی تا 59 سالگی در کما بود

 بیش از 35 سال مادرش کای اوبارا به طور مداوم از دخترش مراقبت کرد،به گزارش پرشین وی او تنها 90 دقیقه می خوابید تا به طور مرتب مراقب وضعیت دخترش باشد و با وجود اینکه نگهداری از او، فشار مالی سنگینی را به آنها وارد کرده بود ولی آنها وی را به موسسات نگهداری نسپاردند.

 کای در سال 2008 در سن 80 سالگی فوت کرد و همیشه امیدوار بود که روزی دخترش از کما بیرون بیاید. پدر ادواردا به نام جوی نیز در سال 1977 در اثر سکته قلبی فوت کرد که گفته می شود در اثر فشار نگهداری از دختر بیمارش به این عارضه دچار شده بود

.  زنی که از 16 سالگی تا 59 سالگی در کما بود

مادر 72 ساله پرستار تمام وقت دختر ش که در آن زمان 52 سال داشت

 بعد از فوت پدر ومادر، خواهرش کالین جای آنها را گرفت و در خانه اش در میامی نگهداری وی را برعهده گرفت، او حتی از شغل قبلی خود که مربیگری اسب بود دست کشید تا به طور تمام وقت مراقب خواهرش باشد.

در طول مراقبت باید بدنش را هر دو ساعت یک بار بر می گرداندند تا از زخم بستر جلوگیری شود و باید به او انسولین تزریق شده و از راه لوله به وی غذا می دادند.

 کالین هر روز دوستانه موهای خواهرش را می بافت و به طور مرتب با او حرف می زد. خانواده و دوستان نیز مرتب به او سر می زدند و برایش موسیقی می نواختند و یا برای وی کتاب می خواندند.

کای اوبارا که یک کاتولیک مومن محسوب می شد به گزارش پرشین وی همواره می گفت که حضور مریم مقدس را در اتاق دخترش احساس می کند.

 این مراقبت طاقت فرسا و از خود گذشتگی این خانواده باعث شد تا فردی به نام دکتر واین دایر کتابی را تحت عنوان "قول قوله:داستان باورنکردنی عشق بی قید و شرط مادر و چیزی که باید از آن یاد بگیریم" را در مورد این خانواده بنویسد.

 این کتاب توجه عموم را بسیار به خود جلب کرد و باعث شده ملاقات کنندهای بسیاری از نقاط مختلف دنیا به دیدن زن بیمار بروند و به خانواده اش روحیه بدهند.

 با وجود اینکه کالین نسبت به بهتر شدن خواهرش خوش بین بود ولی احساس کرد که به سختی غذا را می بلعد ، در روز بعد احساس کرد آنچنان بهتر شده است که می تواند یک فنجان قهوه بخورد. در همان وقت به او توجه کرد که مستقیم به سوی او نگاه می کند و بهترین لبخندی که تاکنون دیده بود را تقدیم وی کرد. وقتی کالین با یک فنجان قهوه بازگشت ، ادواردا دیگر فوت کرده بود.

علاوه بر خواهر ادواردا، دو خواهر زاده اش نیز به نام ریچارد و جوزف مایکل نیز سهم زیادی را در نگهداری از وی برعهده داشتند.

  زنی که از 16 سالگی تا 59 سالگی در کما بود

خواهرش کالین

 

٢.

زن آمریکایی که می‌تواند کره‌چشمانش را در فاصله 12 میلیمتری حدقه چشمانش بیرون آورد، توانست رکورد این عنوان در گینس را به دست آورد.
«کیم گودمن» با بیرون‌آوردن غیرطبیعی کره‌چشمانش، این رکورد را دست یافت.

رکورد بیرون‌آوردن کره‌چشم از حدقه!!

 

٣.

وقتی سگ 14 ساله ای به نام ابی مرد ، دختر 4 ساله خانواده اسکرایونر به نام مردیت بسیار غمگین شد، آنقدر که به والدینش اطلاع داد می خواهد برای خدا نامه ای بنویسد.

 به گزارش پرشین وی او حرف هایش را به مادرش دیکته کرد تا بنویسد و سپس با هم به اداره پست رفتند تا نامه را ارسال کنند.

نامه مردیت به شرح زیر بود:

 "خدای عزیز، آیا می شود از سگ من مراقبت کنی؟ او دیروز مرد و با تو در بهشت است. من خیلی دلم برایش تنگ شده. خوشحالم با این که مریض بود به من اجازه دادی او را داشته باشم .

 امیدوارم با او بازی کنی. او دوست دارد با توپ بازی کند و شنا را هم دوست دارد. من عکسی از او فرستاده ام تا بدانی که او سگ من است. من واقعا دلم برایش تنگ شده است."

 دو هفته بعد در کمال ناباوری به گزارش پرشین وی بسته ای طلایی برای آنها ارسال شده بود که گیرنده آن "مردیت " و فرستنده "یکی از فرشته های مخصوص خدا " ذکر شده بود.

 داخل این بسته مرموز کتابی با عنوان "وقتی حیوان خانگی می میرد" نوشته فرد روگرز بود و واضح بود در جواب نامه دخترک با عنوان "لطفا از سگ من مراقبت کن" فرستاده شده است.

درنامه نوشته شده بود :

"مردیت عزیز، ابی به سلامت به بهشت رسید ، چون عکسش را فرستاده بودی ، کمک بسیار خوبی بود و فورا ابی را شناختم. ابی دیگر بیمار نیست ، روح او در اینجا مثل همانی است که در قلب تو است. او ازاینکه سگ تو بوده بسیار خوشحال است.

از نامه زیبایت تشکر می کنم و همینطور از مادرت که در نوشتن آن به تو کمک کرد .چه مادر خوبی داری، او را مخصوصا برای تو انتخاب کردم.

 من همیشه برکاتم را برای تو می فرستم و به خاطر داشته باش که بسیار دوستت دارم. در ضمن پیدا کردن من راحت است هر کجا دوست داشتن بود من هم همان جا هستم. دوستدار تو، خدا"

 والدین دخترک به نام جوی و گریگ به گزارش پرشین وی بسیار متحیر شده و از اینکه شخصی در اداره پست آنقدر دلسوز است که خواسته فکری برای کودک آنها کند بسیار تحت تاثیر قرار گرفتند.

 از زمان دریافت آن نامه در سال 2006 مادر مردیت با این "فرشته" ملاقات کرد و ستونی را در مورد او با موضوعات مختلف بدون اینکه هویت او را شناخته کند می نوشت. از آن زمان تاکنون داستان اسکاریونر بسیار در اینترنت مشهور شده است.

 مردیت که اکنون 10 ساله است از افسردگی ناشی از مرگ حیوانش بهبود پیدا کرده و باز هم محبت زیادی به حیوانات نشان می دهد.

  نامه جالب دختر 4 ساله ای به خدا و جواب جالب آن

 

تا اپ  بعدی  یا علی مدد..فاطمه

نوشته شده در چهارشنبه 8 آذر 1391 ساعت 16:50 توسط فاطمه کریمیان

سیلااام   با عرض تسلیت ماه محرم و شهادت امام سجاد  ... یه مصاحبه توپ از اقای سوریان پیدا کردم...بخووونید و نظر بزارید..

 

حمید سوریان ازخود می گوید

از همان زمانی که وارد تیم ملی شد طلا می گرفت. چند سال پشت سرهم قهرمان جهان می شد و همه را امیدوار کرده بود که در المپیک پکن، کشتی فرنگی بالاخره صاحب مدال خواهد شد، اما این اتفاق در کمال ناباوری به وقوع نپیوست و او در حسرت مدال خوش رنگ المپیک باقی ماند. شاید اگر هرکس دیگری جای «حمید سوریان» بود ناامید می شد و کشتی را رها می کرد اما او شکست پکن را فراموش کرد و به قول خودش چهار سال زجر کشید تا در لندن روی سکوی نخست قرار بگیرد و پرچم ایران را به اهتزاز دربیاورد. او بدون شک یکی از موفق ترین جوان های ایرانی است؛ کسی که هنوز هم در شهرری زندگی می کند و می گوید هرچه دارد از مردم این منطقه است. حمید انگار کمی خسته است و در صحبت هایش چندبار به این نکته اشاره می کند که هنوز برای آینده ورزشی اش تصمیمی نگرفته است. با او از موفقیت و شهرت حرف زدیم.

● کشتی عشق است، نه منبع درآمد

چه سالی کشتی را آغاز کردی؟

سال ۷۶ بود که به سمت کشتی آمدم و تمریناتم را در این رشته ورزشی آغاز کردم.

آن سال ها ما در کشتی فرنگی حتی یک مدال طلای جهانی هم کسب نمی کردیم و بیشتر نگاه ها روی کشتی آزاد معطوف بود، با این تفاسیر چرا کشتی فرنگی را انتخاب کردی؟

دلیل اصلی اش این بود که خودم کشتی فرنگی را بیشتر از کشتی آزاد دوست داشتم. از طرفی بستر فعالیت در این رشته در محله ای که زندگی می کردم (شهرری) فراهم بود و اکثر کلاس هایی که در آن منطقه بود، به کشتی فرنگی اختصاص داشت. دلیل دیگر گرایشم به این رشته هم این بود که خانواده ام همگی در رشته فرنگی فعالیت می کردند و استفاده از تجربیات افرادی مثل پدرم و برادرم که قهرمان امیدهای جهان در رشته فرنگی بودند، باعث شد این رشته را انتخاب کنم.

به برادرت که به مقام قهرمانی هم رسیده بود، از طریق کشتی پولی تزریق شده بود؟

نه، پول چندانی از طریق کشتی به ایشان نرسید.

این موضوع باعث نمی شد انگیزه ات برای ادامه کشتی کمرنگ شود؟

من نوجوانی بودم که با تمام وجود به کشتی عشق می ورزیدم و این رشته ورزشی را دوست داشتم. در همان سال ها شاهد این بودم که وقتی برادر بزرگترم در مسابقات امیدهای جهان تهران به مدال طلا دست یافت، مردم چقدر شاد و خوشحال بوند. وقتی خوشحالی مردم را می دیدم انگیزه ام دوچندان می شد تا بتوانم روزی دست به چنین کاری بزنم و به عنوان یک ورزشکار حرفه ای دل هموطنانم را شاد کنم. همیشه کشتی را به عنوان یک عشق دنبال کردم نه منبع درآمد.

● آرزویم طلای المپیک بود

روزهای اولی که کشتی را دنبال می کردی، موفقیت را در چه می دیدی؟

موفقیت آن روزها برایم در کسب نتیجه خلاصه می شود، در واقع به دلیل اینکه در سن نوجوانی بودم، صرفا این موضوع برایم اهمیت داشت که بتوانم نتیجه خوبی در رشته ورزشی ام کسب کنم اما خب امروز خدا را شکر می کنم در رشته ورزشی ای پا گذاشته ام که کسانی در آن فعالیت کرده اند که از نظر اخلاقی سرآمد محسوب می شدند و الگوی همه ورزشکاران کشورمان هستند.

کسب نتیجه ای که می گویی یعنی اینکه به این فکر می کردی که باید یک روز قهرمان المپیک شوی؟

بله، اینها باورهایی بود که از همان دوران در ذهنم بود و تمام تفکرم این بود که بتوانم یک روز به مدال طلای المپیک دست پیدا کنم.

این آرزو در شرایطی که آن زمان این موضوع در کشتی فرنگی کم سابقه بود، کمی دور از دسترس به نظر نمی رسید؟

به هرحال کار سخت و باورنکردنی به نظر می رسید، اما در تمام این سال ها با تمام وجودم تمرین می کردم تا به این هدف دست پیدا کنم.

● یک لحظه همه باورهایم، هیچ شد

تو در وزنی وارد تیم ملی شدی که حسن رنگرز بعد از سال ها موفق شد در مسابقات جهانی ایران را صاحب مدال کند،کارت سخت نبود؟

اینکه قرار بود در آن برهه زمان جانشین شخصیت بزرگی مثل حسن رنگرز شوم یک مقدار کار را برایم سخت کرده بود، اما خداوند به من لطف کرد و به من این توانایی را داد تا جانشین خوبی برای ایشان باشم.

المپیک قبلی همه انتظار داشتند حمید سوریان به مدال طلا دست پیدا کند، اما این اتفاق نیفتاد، این موضوع تو را ناامید نکرد؟

یکی از سخت ترین مقاطع زندگی ام را در المپیک قبلی سپری کردم. تمام باورهایی که در تمام این سال ها داشتم در چند لحظه به هیچ تبدیل شد و تمام تمرکزم به یکباره از دست رفت. البته با گذشت زمان به این نتیجه رسیدم که حتما یک خیریتی در این شکست وجود داشته و اصلا شاید به سودم بود که آن سال به مدال طلای المپیک نرسیدم. آن موقع من یک جوان ۲۳ساله بودم و تجربیاتی که امروز داشتم را نداشتم.

این اتفاق باعث نشد احساس پوچی و ناامیدی کنی؟

درست است که روزهای سخت و دشواری را سپری کردم و فضا واقعا برایم ناراحت کننده شده بود اما اگر قرار بود امیدم ناامید شود چهارسال صبر و تلاش نمی کردم تا در المپیک لندن شرکت کنم. در طول دوران زندگی ورزشی ام روزهای سخت زیادی را پشت سرگذاشته ام که هرکدام برایم درس های زیادی به همراه داشته است. همان شکستی که در المپیک قبل تجربه کردم هم به من این درس را داد که در زندگی باید صبور بود و هر اتفاقی در زمان خاص خودش خواهد افتاد.

● احساس غرور ملی در من موج می زد

حمید سوریان چند سال متوالی به مدال طلای جهان دست پیدا کرد و حالا هم قهرمان المپیک است، اما برخلاف خیلی ها که با یک مدال مغرور می شوند از غرور نشانه ای ندارد، چرا؟

من دلیلی برای مغرور شدن نمی بینم. دوماه پیش در مسابقات المپیک حاضر شدم و بعد از اینکه از سکو پایین آمدم سعی کردم این مدال را به دست فراموشی بسپارم. انشاءالله اگر قدرتش را داشته باشم، سعی می کنم این افتخار را دوباره تکرار و دل مردم خوب کشورم را شاد کنم.

یعنی زمانی که روی سکو بودی هم احساس غرور نمی کردی؟

بدون شک آن لحظه حس غرور ملی در من موج می زد. فکر می کنم هر انسانی وقتی باعث نواختن سرود ملی و اهتزاز پرچم کشورش می شود، احساس غرور می کند. من آن لحظه به عنوان یک ایرانی به خودم می بالیدم اما قرار نیست این مدال باعث بروز غرور کاذب در من شود. احساس شخصی ام این است که مدال طلای المپیک متعلق به ۱۵مرداد بود که روی تشک کشتی قرار داشتم و امروز فکر نمی کنم حتی لازم باشد به آن فکر کنم.

مگر نمی گویی از همان ابتدا به مدال المپیک فکر می کردی؟ پس چرا می خواهی اینقدر زود آن را فراموش کنی؟

بله، صادقانه می گویم که طلای المپیک همه زندگی من بود و همه این سال ها زحمت کشیدم تا به آن برسم. بعد از شکست در المپیک پکن به جرات می گویم که چهارسال شبانه روز زجر کشیدم و سختی های زیادی را تحمل کردم تا در لندن به مدال برسم، چون با تمام وجودم زحمت کشیده بودم و باور داشتم به موفقیت خواهم رسید. از کسب این مدال خیلی خوشحال شدم، اما برایم جای تعجب نداشت.

● دغدغه حفظ محمد بنا را دارم

محمد بنا چقدر در پیمودن راه موفقیت موثر بود؟

قطعا ایشان تاثیر زیادی داشتند. به جز بنده که توانستم در این مسابقات مدال کسب کنم، تیم ملی کشتی فرنگی کشورمان در این مسابقات خیلی موفق عمل کرد و بزرگترین اتفاق ورزش کشورمان را رقم زد که این موفقیت تنها یک دلیل داشت آن هم محمد بنا بود. به شخصه شاهد زحمات شبانه روزی ایشان بوده ام و از زحمات بی دریغشان متشکرم.

امروز حرف از جدایی بنا از تیم ملی است، در این باره چه نظری داری؟

قطعا با رفتن آقای بنا، کشتی فرنگی دچار مشکل خواهد شد. ایشان زحمت زیادی برای کشتی ما کشیده اند و با ادامه کار خود می توانند موفقیت های کشتی فرنگی را استمرار ببخشند. امیدوارم مسئولان ورزش کشور تمهیداتی را برای حفظ چنین افرادی در ورزش بیندیشند، چون به نظرم محمد بنا و امثال وی سرمایه این ورزش محسوب می شوند. طبیعتا با نبود آقای بنا به بدنه کشتی فرنگی آسیب وارد خواهد شد. اگر امروز دغدغه حفظ آقای بنا را دارم برای شخص خودم نیست، بودن یا نبودن بنده در کشتی مشخص نیست، اما به نظرم حضور آقای بنا برای ادامه راه کشتی فرنگی یک ضرورت است.

اینکه گفتی بودن یا نبودنت در کشتی مشخص نیست یعنی به فکر خداحافظی از کشتی هستی؟

هنوز تصمیمی در مورد آینده ورزشی خودم نگرفته ام و تکلیفم برای ادامه حضور در عرصه ورزش نامشخص است.

این بلاتکلیفی از کجا ناشی می شود؟

ورزش کشتی خیلی سخت و طاقت فرساست و باید تمرینات منظم و دشواری را تحمل کرد تا به موفقیت دست پیدا کرد. من هشت سال است که به طور حرفه ای در میادین جهانی و المپیک کشتی می گیرم و قبل از آن هم حداقل هفت سال به صورت آماتور این ورزش را دنبال کرده بودم. امروز که داریم با هم صحبت می کنیم سختی هایی که این دوران تحمل کرده ام را احساس می کنم و به همین دلیل هنوز راجع به آینده تصمیم گیری نکرده ام. باید با کسانی که در تمام این سال ها مشوق و راهنمای من بودند در این مورد مشورت و بعد تصمیم گیری کنم.

● به خاطر جایزه کشتی نگرفته ام

باتوجه به حرف های قبلی ات می شود گفت حمید از کشتی دلزده شده است؟

من عاشق کشتی ام و از زمانی که خودم را شناختم روی تشک کشتی بودم و کشتی می گرفتم و این ورزش را به صورت حرفه ای دنبال کردم. خستگی ام به دلیل مشکلات و حواشی ای است که همیشه دامنگیر ورزش ما هست.

بعد از موفقیت کاروان ورزشی ایران در المپیک لندن صحبت های زیادی مبنی بر مقایسه دستمزد فوتبالیست ها و ورزشکاران رشته های دیگر مطرح شد، با این صحبت ها موافق هستی؟

به شخصه معتقدم قیاس کردن فوتبال با بقیه رشته های ورزشی کار درستی نیست. خوشبختانه نسبت به گذشته خیلی وضعیت بهتر شده و مسئولان به وعده هایی که می دهند، عمل می کنند.

جوایزی که برای موفقیت در المپیک گرفتی خستگی این چهارسال را از تنت خارج کرد؟

من هیچ وقت برای جایزه کشتی نگرفته ام و فقط به خاطر عشق و علاقه خودم بوده است. بزرگترین جایزه را وقتی گرفتم که لبخند رضایت بر لبان مردم نشست و از مدالی که در المپیک گرفتم خوشحال شدند و احساس غرور کردند. خدا را بارها شکر می کنم که وسیله ای شدم که دل مردمم را شاد کنم. این بزرگترین پاداش برای من محسوب می شود.

● پهلوانان نمی میرند

بعد از زلزله آذربایجان فعالیت های زیادی در مسیر جمع آوری کمک برای زلزله زدگان انجام دادی، در مورد این فعالیت ها بگو که اصلا چه دغدغه ای باعث شد این کارها را انجام دهی؟

این یک وظیفه انسانی برای همه ما محسوب می شد که وارد عمل شویم و به هموطنان عزیزمان در حد توانمان کمک کنیم. وقتی از مسابقات المپیک بازگشتم، مراسمی در شهرری برگزار می شد که نامش مراسم تجلیل از حمید سوریان بود، من از دوستان خواهش کردم که نام برنامه به «مراسم کمک به زلزله زدگان آذربایجان» تغییر یابد. عزیزان هم لطف کردند و کاروان کمک های مردمی مردم شهرری از همانجا عازم مناطق زلزله زده شد. در ادامه هم در راستای وظیفه ای که روی دوش خود احساس می کردم به همراه علیرضا دبیر عزیز در بازار تهران حاضر شدیم تا با جمع آوری کمکی هرچند ناچیز به روند بازسازی مناطق زلزله زده سرعت ببخشیم. جدا از اینکه کمک به این عزیزان را وظیفه خودم می دانستم یک دلیل دیگر هم باعث شده بود که در این مسیر مصمم تر گام بردارم؛ زلزله آذربایجان مصادف شده بود با بازگشت ما از مسابقات المپیک، خیلی از عزیزانی که در این حادثه داغ دیده شدند و اشک ریختند، شاید چند شب قبل با پیروزی های بچه های ایران در المپیک خوشحال شده بودند.

تختی چه کار کرد که جاودانه شد؟

تختی یک الگوی بزرگ و افتخار برای جامعه ورزشی ما محسوب می شود. فارغ از افتخارات زیادی که مرحوم تختی برای کشورمان کسب کرده است، او یک پهلوان واقعی بوده و منش اخلاقی متفاوتی که نسبت به دیگران داشته باعث شده هنوز هم که هنوز است مردم از او به نیکی یاد کنند. افتخار می کنم در رشته ای فعالیت می کنم که چنین شخصیت بزرگی در آن حضور داشته و خدا را شکر می کنم که سایه آقاتختی بالای سر ورزش این مرز و بوم است.

فرق پهلوان و قهرمان در چیست؟

خیلی ها هستند که باتوجه به قدرت و توانایی که دارند در رشته های ورزشی مختلف به مقام قهرمانی می رسند اما اگر بتوانند روحشان را هم پرورش بدهند و از نظر اخلاقی هم قهرمان باشند و از مردم و در کنار مردم باشند به موفقیت رسیده اند. جهان پهلوان تختی دارای چنین ویژگی هایی بود و امیدوارم بقیه ورزشکاران هم بتوانند از او درس بگیرند و مسائل اخلاقی را بیش از پیش رعایت کنند.

● پول اصلا چیز بدی نیست

بین شهرت و پول کدام را ترجیح می دهی؟

محبوبیت را بیشتر می پسندم. شهرتی زیباست که با محبوبیت همراه باشد. خیلی از افراد هستند که به شهرت منفی مبتلا می شوند و حتی بین مردم منفور می شوند. پول هم اصلا چیز بدی نیست و و سیله ای است برای رسیدن به خوشبختی، اما به نظرم هدف باید خیلی فراتر از این باشد. در نهایت بنده ترجیح می دهم آدم محبوبی باشم تا اینکه پولدار یا مشهور باشم.

کسی که صرفا پولدار است می تواند خوشبخت باشد؟

همانطور که گفتم پول یک وسیله است برای خوشبختی و نمی تواند به تنهایی باعث خوشبختی شود. خیلی از افراد هستند که از نظر مالی غنی هستند اما شرایط دیگر را برای خوشبختی ندارند.

پس برای رسیدن به خوشبختی چه فاکتورهای دیگری لازم است؟

درست زندگی کردن مهمترین اصل است. وقتی انسان در زندگی درست قدم بردارد و طوری زندگی کند که خودش از عملکرد خودش راضی باشد و همینطور خدا را اولویت زندگی خود قرار دهد، به خوشبختی دست پیدا خواهد کرد.

بسیاری از ورزشکاران وقتی به پول می رسند به محله های بالای شهر نقل مکان می کنند اما تو هنوز در شهرری سکونت داری...

این موضوع به همه مردم تعمیم پیدا می کند. خیلی از مردم محل زندگی خود را تغییر می دهند و ورزشکاران هم از این قاعده مستثنی نیستند. این یک اتفاق طبیعی است که در زندگی آدم ها می افتد، اما به شخصه مردم شهرری را خیلی دوست دارم؛ آنها همیشه مشوق بنده بوده اند و در نهایت لطف با من رفتار می کردند. من از اینکه در یکی از محله های جنوبی شهرری متولد شدم و هنوز هم همانجا زندگی می کنم، خوشحالم و به این موضوع افتخار می کنم. هربار که در بین مردم شهرری حضور پیدا می کنم بهترین لحظات زندگی ام رقم می خورد و فکر می کنم اگر اتفاق خوبی هم در زندگی ورزشی من افتاده به برکت حضور سیدالکریم در شهرری است.

در حساب بانکی ات چقدر پول داری؟

راستش این است که اطلاع چندانی در این مورد ندارم، چون هیچ وقت پول در زندگی برایم ارزش محسوب نمی شود. شاید باورش برایت سخت باشد اما واقعا نمی دانم دقیقا موجودی حسابم چقدر است.

● احساس رضایت می کنم

حمید سوریان انسان موفقی است؟

این موضوعی است که دیگران باید در موردش اظهارنظر کنند، اما در زمینه ورزشی از خودم احساس رضایت می کنم. هرچند در این مسیر اشتباهاتی هم داشته ام، اما فکر می کنم در مجموع خوب عمل کرده ام. انشاءالله از اینجا به بعد هم توانایی حرکت در ادامه مسیر را داشته باشم. من حتی از شکست هایی که در دوران ورزشی متحمل شده ام هم احساس رضایت می کنم و از هرکدام درس های زیادی نصیبم شده است.

به عنوان الگوی موفقیت، فکر می کنی راه رسیدن به موفقیت چیست؟

من کوچکتر از این هستم که بخواهم راهکار نشان بدهم، اما به نظرم مهمترین موضوع ایمان است و بعد از آن صبر و تلاش لازمه دستیابی به موفقیت است. هیچ اتفاقی یک شبه نمی افتد و باید با تلاش و صبر راه رسیدن به موفقیت را پیمود.

به جز کشتی بیزینس دیگری هم داری؟

بله، همراه با برادرانم برای گذران زندگی فعالیت های اقتصادی انجام می دهیم.

ازدواج نکرده ای؟

نه هنوز ازدواج نکرده ام. ما شش برادر هستیم که فقط دو برادر بزرگترم ازدواج کرده اند؛ انشاءالله هر وقت سه برادر بزرگترم متاهل شدند، شاید ازدواج قسمت من هم شد.

فکر می کنی اگر ازدواج کرده بودی این موفقیت ها را کسب می کردی؟

فکر نمی کنم تاثیر چندانی داشته باشد، خیلی از قهرمانان ما متاهل هستند.

هادی ساعی و علیرضا دبیر هر دو اهل شهرری بودند و در المپیک قهرمان شدند و حالا هم در شورای شهر فعالیت می کنند، می توان پیش بینی کرد که حمید سوریان هم روزی وارد عرصه سیاست شود؟

هر دوی این عزیزان چه زمانی که در عرصه ورزش بودند و چه حالا که در حال خدمت به مردم هستند برای ما باعث افتخارند و برایشان آرزوی موفقیت می کنم. هنوز راجع به این موضوع فکر نکرده ام، البته به نظرم زمینه شغلی که آقای ساعی و آقای دبیر مشغول آن هستند شهری است و نمی توان آن را چندان سیاسی دانست.

امیدوارم مورد رضایت باشه...

نظر یادتون نره..

اقای سوریان ددر پناه حق موفق باشید..

یاعلی مدد

نوشته شده در سه شنبه 7 آذر 1391 ساعت 19:09 توسط فاطمه کریمیان

سلااام به تمامی دوستای گل..

یه خبر بد...خودتون بخونید:

 

رئیس بیمارستان دزفول:
سعید عبدولی، کشتی‌گیر مطرح جهان تصادف کرد

خبرگزاری فارس: سعید عبدولی، کشتی‌گیر مطرح جهان دچار سانحه رانندگی شد و به بیمارستان بزرگ دزفول منتقل شد.

خبرگزاری فارس: سعید عبدولی، کشتی‌گیر مطرح جهان تصادف کرد

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وزارت بهداشت، بر اثر سانحه رانندگی، این کشتی گیر مطرح جهان از ناحیه لگن دچار شکستگی شد و به بیمارستان بزرگ دزفول منتقل شد.

بر اساس این گزارش، کلانتر، رئیس بیمارستان بزرگ دزفول درخصوص وضعیت فعلی این کشتی گیر اظهار داشت: عبدولی دچار شکستگی لگن شده و حال عمومی وی رضایتبخش است و در حال حاضر تحت نظر پزشکان متخصص قرار دارد.

وی اظهار امیدواری کرد: با اقدامات درمانی و پزشکی لازم انجام شده و به زودی حال وی بهبود یابد و از بیمارستان ترخیص شود.

غلامحسین رفعتیان، پزشک متخصص ارتوپد این بیمارستان نیز اظهار داشت: برای بهبود عبدولی تمام اقدامات لازم را انجام خواهیم داد.

 

براشووون حتما دعا کنید...

یا علی مدد

نوشته شده در سه شنبه 7 آذر 1391 ساعت 18:04 توسط فاطمه کریمیان

کشتی و زندگی در گپی با حمید سوریان

سلام اینم یه گپ با اقا حمید:

اولین مدال طلای ایران در المپیک 2012 و اولین مدال کشتی فرنگی کشور در 40 سال اخیر توسط پهلوان حمید سوریان کسب شد!
 به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران،  نگاه بسیاری به حمید سوریان بود تا در این دوره بتواند طلای المپیک را به نام خود کند. ورزشکار خوش اخلاق و محجوب ایرانی، همه نوع افتخار را در کارنامه خود داشت؛ الا این مدال را. سرانجام توانست به این هدف برسد و خود را پرافتخارترین کشتی گیر فرنگی تاریخ ورزش ایران کتد و با رکورد افسانه ای عبدالله موحد برابری کند. 

با او هم در مورد ورزش گفتیم و هم درباره زندگی. الحق در هر حوزه تخصص دارد و با پختگی خاصی صحبت می کند و شاید در آینده اتفاقات جالبی برای ستاره ورزش ایران روی دهد. کسی چه می داند ...

از خودت بگو؟
متولد دو شهریور 1364 هستم. کشتی را از 1376 زیر نظر استاد عبدا.. زارع شروع کردم. امروز هم افتخار شاگردی ایشان را دارم. کشتی را از محله 24 متری و باشگاه بابک شهر ری که زیر زمینی در خیابان حرم بود، شروع کردم. امروز دیگر آن باشگاه وجود ندارد. چند روز پیش شنیدم تشک آنجا هم جمع شده. الان هم در باشگاه مقدم شهر ری زیر نظر حاج عبدا.. زارع تمرین می کنم.

 


چرا کشتی فرنگی؟

دلیل اصلی اینکه کشتی فرنگی را انتخاب کردم این بود که پدرم و برادرانم کشتی گیر بودند. محسن قهرمان امیدهای جهان بود. سال 1375 به این رشته علاقه مند شدم. از تجربه بزرگترها استفاده کردم و در نوجوانی و رده های سنی مختلف عضو تیم ملی شدم. دو سال در نوجوانان، 3سال جوانان و الان هشت سال است که عضو تیم ملی هستم. خدا خواسته هر لباسی که در رده های مختلف به تن کردم، شرمنده مردم نشدم و مدال های با ارزش کسب کردم.

در خانواده شما کشتی رسم است؟
پدر 63 سال دارند. زمانی که جوان بوده، کشتی را شروع کرد و تا کنون هم ادامه می دهند. ایشان زیر نظر حاج عبدا.. زارع تمرین کرده و الان استاد نزدیک 95سال دارد. برادران من هم به تبعیت از پدر زیر نظر این استاد کشتی را فراگرفتند و من هم این راه را ادامه دادم. همگی افتخار داشته ایم این راه را دنبال کنیم. جدا از اینکه حاج عبدا.. برای ما از لحاط ورزشی زحمات بسیاری کشیدند، به لحاظ اخلاقی هم معلم بسیار خوبی برای ما بودند. همیشه بیشترین تاکیدی که داشتند، روی مسائل اخلاقی بود. از صمیم قلب به شما می گویم که ایشان را بیشتر از اینکه به عنوان یک استاد بزرگ دوست داشته باشم، به عنوان یک پدر که عاشقانه برای فرزندان خود در شهر ری زحمت کشیده، دوست دارم.

این چند وقت چطور گذشت؟
چند وقتی که گذشت، تمام زندگیم معطوف ورزش بود. همه چیز زندگی شخصی ام در این چند وقت تعطیل بود. هیچ رفت و آمدی نه با خانواده ام و نه با فامیل هایمان داشتم.

الآن که برگشتی چطور بوده؟
الان هم شرایط به گونه ای است که از صبح ساعت 8 تا آخر شب با ماشین بیرون هستم و دنبال کارهای شخصی.



قبل از المپیک انتقادی نسبت به تو وجود داشت؟
هیچ وقت به خاطر حضور من در تیم ملی انتقادی به بنا نکردند. باید درمورد این موضوع خیلی شفاف صحبت کنید. خودم در فروردین 1390 سهمیه حضور در المپیک را کسب کردم. پوشیدن پیراهن تیم ملی دور از انتظار هم نبود که نصیب من نشود. در دو سال اخیر و بعد از مسابقات آسیایی که با شکست تلخی برایم همراه بود، در سال 2011 هم با کم لطفی هایی که نسبت به من شد، همراه تیم ملی نبودم. پنج دوره قهرمانی دارم؛ اما در مسابقات جهانی این رفتار با من انجام شد.

در این چند وقت چطور تمرین کردی؟
در 10 ماه قبل از المپیک تمرینات خود را دنبال می کردم؛ بدون کوچکترین حاشیه ای که امروز نتیجه ای آن را شاهد هستیم.

امروز فضای ورزش کشور چطور است؟
نسبت به گذشته فضای ورزش خیلی بهتر شده است. این واقعیت را باید پذیرفت؛ اگرچه برخی می خواهند این موضوع را یک اتفاق بدانند. اینکه کاروان المپیک ایران در لندن به رتبه هفدهم رسید، نشان از حمایت های مردم و دعای خیر آنها است. هم زمانی مسابقات با ماه مبارک رمضان هم محبتی بود که خداوند نسبت به ما داشت. اینکه کاروان ایران موفق بود، نشان از برنامه ریزی در ورزش کشور است. وقتی ایران بین 200 کشور جهان جایگاه هفدهم را دارد، بسیار خوشحال کننده است. البته نگاه مسئولین ورزش باید کمی ریزبینانه باشد و در کارها دقت کنند. اگر مدیریت ورزش دقیق تر باشد، خروجی اش هم بیشتر مثبت است.

مهمترین دغدغه ورزشکاران ایرانی؟
در کشور ما ورزشکاران دغدغه اشتغال دارند و بیشتر از ورزش به کار و درآمد فکر می کنند. ورزش در ایران حرفه ای نیست. در بیشتر کشورها وقتی ورزشکار حرفه ای می شود، این مشکلات را ندارد. همین مسئله باعث شده که خیلی از ورزشکاران ما که در ورزش هم خیلی موفق هستند، به دلیل مشغله و مشکلات مالی و خانوادگی که در کنار آن پیش می آید، قید قهرمانی را برای همیشه بزنند.

دید مردم نسبت به ورزشکاران چطور است؟
در ایران مردم نسبت به ورزشکاران نهایت لطف را دارند. همین باعث می شود انرژی معنوی را از حمایت مردم دریافت کنیم.

حواشی که بعد از کسب مدال طلای 2009 اتفاق افتاد؟ چرا رفتار تو با واکنش های عجیبی همراه شد؟
ورود نکنیم بهتر است.

چرا؟
داستان این قضیه ادامه پیدا نکند خیلی بهتر است. دوست ندارم به این موضوع بپردازم.

آیا آن روزها کسی به تو سفارش کرد؟
نه اصلا"

از کارت پشیمان نشدی؟
آن کار را برای دلم انجام دادم. این کار من برای پاداش نبود؛ چه حمایت بشوم یا نشوم. نظر و اعتقاد من آن روزها به مسائل اینگونه بود. الان دیگر این موضوع را فراموش کردم. دینی بود که داشتم و آن را ادا کردم. برداشت آدم ها به این قضایا به خودشان مربوط است و می توانند هر برداشتی داشته باشند. خیلی ها این موضوع را سیاسی دانستند و از همین جا هم می گویم سیاسی نبود.

چرا ورزشکاران به حاشیه علاقه دارند؟
ابتدا یک انتقادی به خود شما و همکارانتان داشته باشم. رسانه ها و سایت های خبری که وجود دارد، بیشتر دوست دارند به حاشیه بپردازند تا به متن.

چرا؟
شاید به خاطر این که مخاطب بیشتری را جذب کنند. همین باعث می شود حاشیه ها بیشتر از متن شود.

چرا کشتی گیران به حاشیه علاقه دارند؟
خیلی خوشحالم در این دوره المپیک با هم تیمی هایم که کنار هم زندگی کردیم، چه نفراتی که مدال گرفتند و چه آنهایی که نتوانستند مدال بگیرند، دوره بی حاشیه و آرامی را داشتیم.

ویژگی دوستانی که دارید؟
همیشه دوست داشته ام با اشخاصی که جایگاه خوبی در جامعه دارند و موجه هستند، معاشرت کنم.

شهرت را دوست داری؟
شهرت هم خوب است و هم بد

مجبوبیت چطور؟
محبوبیت احساس می کنم بهتر باشد. شهرتی که بخواهد کاذب باشد و شخص را از حریم خود خارج کرده و به حواشی ببرد، اتفاقات تلخی را پیش می آورد که خیلی جالب نیست. فکر می کنم مردم نسبت به کسانی که محبوب تر هستند، علاقه بیشتری دارند. من بیشتر محبوبیت را دوست دارم و شهرت را هم در کنارش؛ اما تا جایی که به برخی مسائل خصوصی ام آسیب نزند.

وبلاگ نویسی را دوست داری؟
اگر وبلاگ را دوست نداشتم که وارد نمی شدم.

برخورد مردم با تو چطور بوده؟
مردم به من خیلی محبت داشتند. بعد از المپیک که بین آنها حاضر می شوم، بهترین لحظه های زندگیم است. زمانی طلای من در المپیک با ارزش است که مردم خوشحال باشند و لبخند برچهره شان بنشیند. نزدیک به چند هزار پیام تبریک در وبلاگم داشتم.

در شبکه های اجتماعی  چطور؟
من جز وبلاگم هیچ صفحه اینترنتی ندارم؛ اما چیزی نزدیک به 10یا 11نفر هستند که با نام من حضور دارند. من نیستم؛ حتی با هم در ارتباط هستند. باز هم تاکید می کنم که من نیستم.

این قضیه را پیگیری کردی؟
پیگیری کرده ام و قول داده اند به زودی این صفحه ها بسته شوند.

از موفقیت خودت در المپیک مطمئن بودی؟
خدا را شکر که به من فرصت دادند و با 10 ماه تمرین شبانه روزی به المپیک راه یافتم و توانستم با کسب مدال جواب اعتمادها را دادم.

خاطره ای از زمین خوردن در ورزش نداری؟
من تا دلتان بخواهد زمین خورده ام. در المپیک پکن هم زمین خوردم. ورزش فراز و نشیب های بسیاری دارد، روزهای تلخ و شیرین بسیاری هم دارد.


با ورزش تسویه حساب کردی؟
ورزش همه ای لحظه های تلخ و شیرین خود را به من نشان داده. زمانی که در لندن بودم، التماس خدا را کردم که یک بار دیگر لطف خود را نصیب من کند. وقتی به خدا توکل می کردم، در کنارش به این فکر کردم که چرا خدا در المپیک پکن این محبت را نداشت. همین جا بود که به حکمت خداوند ایمان آوردم. اینجا است که باید باز هم اشاره کنم به حرف زیبای حاج عبدا.. که با صحبت خود می خواست که من به خدا نزدیک تر شوم.

قبلا گفتی مزه طلا را دوست داری؟
من هیچ وقت این موضوع راعنوان نکردم و مزه ای مدال ها هیچ فرقی نمی کند.

مگر مدال هایت فقط طلا نیست؟
مدالی که در کشتی کسب کردم یا طلا بوده یا اصلا مدال نگرفته ام. در مسابقات رسمی که شرکت کردم، یا طلا گرفتم یا حذف شدم. اگر در المپیک پکن شرایط مهیا بود می توانستم برنز بگیرم؛ ولی وقتی طلا را از دست دادم، دیگر انگیزه ای برای کسب مدال نداشتم.

چی شد که به جای حسن رنگرز به تیم ملی آمدی؟
حسن رنگرز یکی از افتخارات کشتی ماست که در سال های 2001 و 2002 مدال طلا(اولین طلای تاریخ ایران در سبک وزن) و برنز جهان را در کارنامه دارد که حتی برنز رنگرز هم طلا محسوب می شود. [ حسن رنگرز در نیمه نهایی سال 2002 درحالی که با نتیجه 10 بر صفر از حریف خود جلو بود در یک غافلگیری روی پل گیر کرد و ضربه  فنی شد تا به فینال نرسد و به مدال برنز بسنده کند] من جوان 20ساله ای بودم که در جوانان جهان طلا کسب کرده بودم و آرزو داشتم دوبنده تیم ملی بزرگسالان را بدست آوردم. حتی تصور نداشتم بتوانم مدال برای کشور عزیزم بدست آورم؛ اما خدا خواست در رده بزرگسالان هم طلا گرفتم.

بنا در پوشیدن پیراهن تیم ملی تاثیر گذار بود؟
در آن روزها نظرش نسبت به من مثبت بود و در تورنمنت مجارستان من را به اردو دعوت کردند که در بوداپست با قهرمان جهان که سال قبلش در المپیک اول شده بود، کشتی گرفتم که با ناداوری شکست خوردم. بعد از این مسابقات جلسه ای بین مربیان تشکیل شد. قرار شد در انتخابی بین من و رنگرز، کشتی گیر منتخب به تیم ملی دعوت شود که رنگرز در انتخابی شرکت نکرد. من هم به خاطر همین موضوع بدون انتخابی صاحب دوبنده تیم ملی شدم.

ماجرای مستند سازان چینی چه بود؟
با گروه مستند ساز چینی که قرار بود از زندگی من مستندی بسازند، مخالفت کردم.

چرا؟
زمانی که متوجه شوم قصد دارند وارد حریم خصوصی من شوند، اجازه ندادم. همه ما انسان ها یکسری باورها و تفکرات و عقایدی در زندگی داریم که بسیار مهم است.

موضوع جدی بود؟
پیگیری می کردند که فقط این مستند را بسازند.

اگر گروه ایرانی بخواهد بسازد چطور؟
تا حدودی که امکان پذیر باشد و مربوط به شخص خود من باشد مشکلی ندارم؛ اما وارد شدن به حریم خصوصی و خانوادگی مردم اصلا درست نیست.

به فوتبال علاقه داری؟
فوتبال را دوست دارم و بازی هم می کنم. خیلی از مردم ما فوتبال را دوست دارند. ما هم مثل تمام دنیا فوتبال تماشا می کنیم و نتایج برخی بازی ها هم برایم مهم است.

طرفدار آبی هستی یا قرمز؟
من طرفدار سرخابی هستم.

ناراحت نیستی پول خوب می گیرند؟
حق فوتبالیست است که پول خوب بگیرد؛ اما به شرط اینکه زمانی پیراهن تیم باشگاهی یا ملی را به تن دارد، با تمام وجود در زمین بازی کند.

یعنی فکر می کنی اینطور نیست؟
انشالله که اینطور باشد.

در مورد سایر رشته ها؟
متاسفانه حق سایر رشته های ورزشی را پرداخت نمی کنند.

برای کسی هم کری می خوانی؟
هیچ وقت برای کسی کری نخوانده ام.

در مورد آینده؟
هنوز هیچ تصمیمی نگرفته ام. درباره برخی مسائل هم نمی توانم به تنهایی تصمیم بگیرم چرا که در این مدت افراد زیادی به من کمک کردند که باید با آنها هم مشورت کنم.

تا کی کشتی می گیری؟
دوست دارم تا زمانی که توان دارم کشتی بگیرم.

خداحافظی؟
هنوز هیچ خبری نیست. آنقدر کشتی به گردن من حق دارد که تا آخرین توانم در خدمت آن هستم.

رکورد عبدالله موحد را می توانی بشکنی؟[عبدالله موحد دارنده 5 طلای جهانی و یک طلای المپیک است که سوریان با کسب طلای المپیک لندن با رکورد این قهرمان قدیمی کشور برابری کرد]
هیچ وقت برای رکورد فکر نکرده ام و تصمیمی هم نداشتم.

ماجرای گوشی اپل در اردوی تیم ملی چیست؟
تبلیغ اپل می کنید؟ این اطلاعات را شما از کجا آورده اید؟ (با تعجب)... اخبار و اطلاعات ورزشی را دنبال می کردم.

دنبال قیمت سکه و ارز هم هستی؟
نه پیگیر نیستم.

مسائل سیاسی؟
تاحدودی بله. من هم به عنوان یک شهروند مسائل سیاسی و اقتصادی را دنبال می کنم چراکه ارتباط مستقیمی با زندگی مردم دارد. مگر می شود اخبار و اطلاعاتی که پیرامون کشورمان است و در آن زندگی می کنیم دنبال نکنیم؟

نظرت در مورد فرشاد علیزاده؟
دوست عزیز و دوست داشتنی در این 8 سال اخیر با هم اتاق بوده ایم. حیف شد جای این عزیز در المپیک خیلی خالی بود.

علی محمدی چطور؟
10سال است با این عزیز هم اتاق بوده ام که جای او هم خالی بود؛ اما یک نماینده خوب جای این عزیز اعزام شد؛ سعید عبدولی. خوب آمار هم اتاقی های من را در اردوها دارید.

نظر شما درخصوص امیر علی اکبری و بابک قربانی؟
هر دو از دوستان خوب من هستند امیر علی اکبری را چند روز پیش دیدم که خیلی خوب تمرین می کند و از همین جا به شما قول می دهم با انگیزه ای که از این ورزشکار دیدم خیلی زود مدال های بسیار با ارزشی در دنیا و المپیک برای کشورمان بدست می آورد. برای بابک قربانی هم به خاطر مساله ای که برایش پیش آمده خیلی ناراحت شدم.

به خاطر مردم عینک دودی هم می زنی؟
از اینکه بین مردم هستم لذت می برم.

تحصیلات دانشگاهی داری؟
ترم آخر کارشناسی تربیت بدنی.

حضور در سیاست؟
فکر نکردم در موردش. موردی است که تا به امروز در موردش فکر نکردم.

بیشتر به کجا سفر می کنی؟
بیشتر شهر مشهد و زیارت امام رضا (ع). علاقه عجیبی و اعتقاد قلبی بسیاری به سه بزرگوار مدفون در شهرری دارم.

منبع:مشرق

راستی حتما شنبه(91/8/20)در شبکه ورزش ساعت هفت بعد ظهر برنامه روح پهلوانی...

 

اقای سوریان موفق باشید..***انشاءالله***

اقای عباسی وزیر محترم ورزش لطفا بیشتر به کشتی فرنگی اهمیت بدید..چه زود طلای اقای سورییان یادتون رفت؟؟؟؟؟

 

خداحافظ...یا علی مدد..

فاطمه کریمیان

 

 

 

 

 

 

ha1 عکس های حمید سوریان

 

 (در ضمن بعضیا گفتن که اون عکسی رو که بعنوان عکس خودم زدم رو ور دارم...بگم که:اون عکس عکس یه تکواندو کاره..اسمش فاطمه روحانی..اگه باور ندارید تو گوگلsearchکنید..مشهوره..(

نوشته شده در سه شنبه 7 آذر 1391 ساعت 17:59 توسط فاطمه کریمیان

سلااااام به همه مخصوصا به اقای سوریان ... کلی حرف برا حمید اقا در اوووردن....هیپنوتیزم

. برای آقای BBC؛ سوریان 88 با سوریان 91 فرقی نکرده است! خبرنامه دانشجویان ایران: حمید سوریان در قاب بی بی سی چقدر تغییر می کند. به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بی بی سی، سایت دولتی کشور انگلیس در گزارشی با تمجید از حمید سوریان برای قهرمانی او در المپیک؛ داستان زندگی پر فراز و نشیب سوریان را با فراز های تاریخی خود ساخته بیان می کند. سایتی که تا دو سال پیش بیشترین توهین ها را به حمید سوریان، حسین رضازاده و امثال آنها داشت و بدلیل حمایت آنها از عدالت محوری در جامعه جزو دشمنان شماره یک خود معرفی می کرد امروز خود را حامی اصلی سوریان معرفی می کند. در این گزارش که توسط خبرنگار ضد انقلاب فراری شبکه خبر تهیه شده است؛ در ابتدا از تفاوت حمید سوریان با برادرش محسن و برتری های او نسبت به محسن آورده است؛ می گوید: "اسمش حمید بود. تر و فرز، با راکتوری از انرژی که نه در کوچه های شهر ری ته می گرفت و نه در باشگاه. استاد عبدالله زارع پدر کشتی خطه ری، می گفت حمید از محسن هم بهتر خواهد شد. حمید ۱۶ ساله، هم مودب بود و هم کمی پر رو. بستگی داشت چگونه با او صحبت کنی! وزن اول بود اما وزن آخری ها هم می دانستند که نباید سر به سرش بگذارند. حمید از شانزده سالگی تا بیست سالگی، با سرعت سرسام آوری پیشرفت کرد." این گزارش که می خواهد سوریان را مخالف با نظام نشان دهد؛ در تمجید از سوریان می نویسد: سوریان با محمد بنا به دو طلای جهانی رسیده بود؛ سال ۲۰۰۷ اما فدراسیون یزدانی خرم، بنا را کنار گذاشت و کادر جدید آمد. در اردوی شمال، سوریان معترض شد به بی نظمی تمرینات. او را از اردو اخراج کردند. یاسین بهرامی پور را به عنوان ملی پوش، معرفی کردند به فدراسیون جهانی." این سایت با غیر واقعی دانستن اهدای مدال طلای سوریان به احمدی نژاد بعد از مسابقات دانمارک می نویسد:"وقتی چهارمین طلا را در دانمارک گرفت و به ایران بازگشت، فقط سه ماه از انتخابات پر حادثه خرداد ۸۸ می­گذشت و معترضین همچنان در خیابان بودند. آن ها از تلویزیون، تصویر اهدای مدال به رییس جمهور را دیدند. دو سال بعد در جریان مسابقات جهانی استانبول، ناگفته های آن ماجرا را از زبان دو نفر از همراهان تیم ملی شنیدم که ذیلاً نقل می کنم. به محض بازگشت و مطابق معمول، مدال آوران را نزد مسئولین مختلف می برند. به سوریان می گویند کت و شلوار بپوش که جای مهمی قرار است برویم. اتومبیل تشریفات آمده دنبالت. وارد سالنی می شود که دو تا صندلی هست و دوربین فیلمبرداری. از مسئولین و مربیان کشتی، هیچ کس اینجا نیست. او را روی یکی از صندلی ها می نشانند. کاغذی به دستش می دهند. می گویند زود حفظ کن الان آقای دکتر میاد. سوریان می گوید نمی توانم حفظ کنم. پاسخ می دهند که عیبی ندارد از رو بخوان. همزمان محمود احمدی نژاد وارد می شود. از حیث جلب حمایت رهبری و ارگان های نظامی، سیاسی و رسانه ای، در بهترین روزهای دوران ریاست جمهوری اش قرار دارد. با سوریان دست می دهد، به او تبریک می گوید و می نشیند روی صندلی مقابل. سوریان بی آنکه چشم از روی کاغذ بردارد، آنچه نوشته شده بود را رو خوانی می کند." حمید سوریان که دلیل اهدا مدال خود به احمدی نژاد را دفاع از حقوق ملت ایران و برای پاسداشت شهدای هشت سال دفاع مقدس عنوان کرده بود، براساس آنچه که انتظار می‌رفت، با خط دهی گردانندگان «بالاترین» و از سوی کاربران این سایت، مورد اهانت های فراوان قرار گرفته و مدال او بی‌ارزش عنوان شد. اما دو روز پیش، بعد از گرفتن طلای المپیک عکس حمید سوریان در کنار آرم سایت بالاترین که در حال به اهتزاز درآوردن پرچم جمهوری اسلامی ایران و زدن دور افتخار دور تشک کشتی است قرار گرفت اما آرم «الله» که نشان رسمی جمهوری اسلام ایران است از روی این پرچم حذف شده بود. اما ورق زدن تاریخ شاید بهتر بتواند زندگی حمید سوریان را به نمایش بگذارد. حمید سوریان که از جمله جنوب شهرنشینان درد کشیده است مانند خیلی از ورزشکاران و پهلوانان دیگر علقه شدیدی به عدالت محوری دارد. اسوه ای چون تختی برای او باعث شده تا همیشه دست دردمندان را بگیرد اگرچه خود نیز وضع مالی چندان خوبی نداشته است. با شروع فعالیت های انتخاباتی در سال 88 او نیز مانند خیلی از ورزشکاران دیگر به حمایت از گفتمان عدالت پرداخت و از همان ابتدا فحاشی ها به او شروع شد. خائن بودن به مردم؛ جیره خوار رژیم بودن کمترین فحش هایی بود که حمید سوریان از طریق سایت هایی چون بالاترین، فیس بوک؛ توییتر و امثالهم می شنید. برخلاف دروغی که گزارشگر سایت بی بی سی از تشریفاتی بودن اهدای مدال سوریان به احمدی نژاد مطرح می کند؛ گواه حمایت از گفتمان عدالت سوریان را می توان نه سه ماه بعد حوادث انتخابات بلکه چند روز قبل از انتخابات و حضور او در جمع کثیر مردم در مصلی تهران دانست. سوریانی که در کنار ورزشکاران دیگری همچون حمید استیلی به حمایت از گفتمان عدالت برخواسته بود. ‫بخشی از پروفایل وبلاگ حمید سوریان: «من حمیدسوریان یک ایرانیم؛ به این هویت افتخار میکنم و پای این خاک میمونم»‬ البته فحاشی ها محدود به سوریان نبود؛ رضا زاده؛ استیلی و دیگر ورزشکاران حامی عدالت نیز مورد هجمه قرار می گرفتند و حتی به ارغوان رضایی تنیس باز ایرانی الاصل ساکن آمریکا هم رحم نمی کردند و او را هم به دلیل حمایت از احمدی نژاد خائن می دانستند.

 

 واقعا بی بی سی باید خجالت بکشه... حمید اقای گل باید صبور باشه تا بی بی سی رسوا بشه... اقای سوریان برای سایت من که طرفدار شما هستم پیغام بزارید...و سایت من رو به عنوان پیوند ها در سایتتون قرار بدید ممنون... دفعه بعد با بیوگرافی ایشون همراه ما باشید..قلب

 

اینم چند تا عکس از اقای سوریان..تا از من دلخور نشید...

برید توی ادامه مطلب ..تا عکس ها رو ببینید.

 

 

نوشته شده در يکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 16:35 توسط فاطمه کریمیان